در ادامهی روایت اول نمایشگاه رختُ آویز، بعد از مصاحبه با آقای وحیدآرین، با الدوز زرگر، یکی از هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه گفتگویی داشتیم که به شرح زیر است:
لطف میکنید دربارهی اثرتون توضیح بدید از چه چیزی الهام گرفتید؟
این اثر پروژه ی مشترک بین من و هنرمند دیگر، آقای احسان ضیایی است.با توجه به موضوع نمایشگاه، ما چوقا را انتخاب کردیم. چوقای بختیاری یک بالاپوش مردانه است و به طور سنتی دارای رنگهای سیاه و سفید است، اما در اینجا رنگ صورتی رو انتخاب کردیم که برگرفته از کالکشن ۲۰۲۲ برند ولنتینو است. هدف از این انتخاب، تأکید بر بیجنسیت بودن لباس بوده است. در این کالکشن، طراح و بنیانگذار برند ولنتینو نام «سرآغاز» را برای مجموعه انتخاب کرده و شعار آن، «آغاز تغییر و ایدههای نو» بوده است. هر ایده ی نو و جدیدی سرآغاز تغییر است. اگر به این طراحی دقت کنیم، چوقایی مدرن شده را مشاهده خواهیم کرد، زیرا در دنیای مد، هرچند سال یکبار بازگشتی به گذشته رخ میدهد، اما با تغییراتی جدید.
اما داستان چوقا چیست؟ چوقا تنها یک پوشش محلی نیست و دارای فلسفه ی عمیقی است.این پوشش بهطور سنتی دارای دو رنگ سیاه و سفید است که رنگ سفید نماد نیکی و نور و رنگ سیاه نناد پلیدی و تاریکی است. از آنجایی که رنگ سفید مساحت بیشتری را در بر گرفته، بیانگر پیروزی نهایی خوبی ها بر بدی هاست(نور بر تاریکی).در این اثر، طیفی از رنگ صورتی انتخاب شده است که از صورتی تیره در بالا تا صورتی کمرنگ و در نهایت سفید را دربرمیگیرد. روایتهای مختلفی در مورد چوقا وجود دارد، اما در حقیقت، رنگ سفید نماد نور و نیکی و رنگ سیاه نماد تاریکی و پلیدی است. مفهوم اصلی آن نیز پیروزی نور بر تاریکی است.
پارچهی پایهی این لباس با تکنیک چاپ طراحی شده و روی آن از تکنیکهای دستی مختلفی استفاده شده است. در این اثر، گلدوزی و درباریدوزی، زردوزی و نهره دوزی بهکار رفته که هر یک از این تکنیکها، در بستر فرهنگی و هنری جامعه مفاهیم خاص خود را منتقل میکنند. درباریدوزی در گذشته بر روی لباسهای فاخر انجام میشد و اغلب از متریالهای گران قیمت در آن استفاده میکردند. دلیل استفاده از متریالهای براق و درخشان در قسمت تیره ی لباس، برگرفته از میترائیسم و جشن میلاد میترا توسط ایرانیان است که در این شب درختان را با اجسام براق و درخشان تزئین میکردند تا به استقبال نور بروند . در این مراسم، از وسایل براق برای تزئین درختان استفاده میشد تا نمادی از استقبال نور باشد. به همین دلیل، در این اثر از متریالهای براق در قسمتهای تاریک لباس استفاده شده است.
همچنین، از نور به عنوان خطوط محیطی این لباس کمک گرفته شده است.که در فضای تاریک به خوبی شمایل چوقا را نشان میدهد و فلسفهی چوقا را تداعی میکند.

با توجه به اینکه چوقا لباسی گرم محسوب میشود و شما در صحبتهایتان به زمستان اشاره کردید، آیا در طراحی این لباس، فصل برای شما اهمیت داشت؟
از آنجا که چوقا از جنس پشم است، بهطور طبیعی گرم محسوب میشود. اما استفاده از آن در مراسم و فصول مختلف متداول است. بااینحال، در طراحی این اثر، فصل برای من اولویت نداشت.
چگونه از ترکیب تکنیکهای مختلف در این اثر استفاده کردید و دلیل این تلفیق چه بود؟
در ابتدا تنها ایدهی چاپ و بهکارگیری پترنهای مختلف را در ذهن داشتم. قصد داشتم در قسمتهای تیره از تکنیک چاپ برای ایجاد پترنهای خاص استفاده کنم. اما خلاقیت را نمیتوان از پیش تعریف کرد؛ زمانی که کار آغاز میشود، مسیر آن بهمرور شکل میگیرد. در برخی بخشها تغییراتی ایجاد کردم و بخشهایی را که قبلاً اجرا کرده بودم، حذف نمودم. این روند، بخشی از فرآیند خلاقیت است.

بازخورد مخاطبان نسبت به اثرتان چگونه بود؟
بازخوردها بسیار جالب بود. درک استیتمنت (بیانیهی هنری) اثر اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا هنگامی که مخاطبان توضیحات مربوط به اثر را میشنوند، نگاهشان نسبت به آن تغییر میکند. برای بسیاری از افراد، مشاهدهی یک چوقا با چنین تغییراتی عجیب بود، اما پس از شنیدن ایدهی پشت طراحی، برایشان جذاب شد.
چوقا بهطور سنتی نماد صلابت و قدرت است. آیا در طراحی این اثر، چنین مفهومی مدنظر شما بوده است؟
در این اثر، هدف اصلی ما نشان دادن پاکی و بی آلایش بودن برتنکنندگان این لباس صرف نظر از جنسیت بوده است. بااینحال، تیزی شانهها و فرم لباس، صلابتی خاص را منتقل میکند که فارغ از جنسیت، هم در پوشش زنان و هم در پوشش مردان قابل مشاهده است. همچنین، استفاده از رنگ، تا حدی این صلابت را تعدیل کرده است.
چطور شد در این نمایشگاه شرکت کردید؟ آیا این نخستین همکاری شما با آقای آرین بود؟
بله، این نخستین تجربهی همکاری من با آقای آرین بود.فکر میکنم با توجه به موضوع نمایشگاه،ایشان از هنرمندانی که در زمینه های متفاوت هنر و دیزاین فعالیت دارند و میتوانند گزینه ی مناسبی برای این پروژه باشند دعوت کردند.در نتیجه من و آقای ضیایی تصمیم گرفتیم با توجه به کانسپت، با هم روی این لباس کار کنیم. من بهعنوان طراح پارچه و کسی که بیشتر در حوزهی طراحی لباس کژوال فعالیت میکنم، این تجربه را بهعنوان رویکردی جدید در نظر گرفتم که بتوانم از زاویهای متفاوت به طراحی پارچه بپردازم.
به نظر شما برگزاری نمایشگاههایی از این دست چه تأثیری بر فضای مد در ایران دارد؟ آیا آیندهای برای آن متصور هستید؟
از آنجا که من در هر دو حوزهی مد و هنر فعالیت میکنم، نمایشگاه حاضر را تلاشی در جهت تلفیق این دو حوزه میدانم. در این نمایشگاه، آنچه ارائه شد، صرفا مد نبود و گاها وجه هنری آثار در اولویت قرار داشت. در ایران، در بخش مد، چنین رویکردهایی بهندرت دیده میشود. البته، رویدادهایی در زمینهی طراحی لباس برگزار میشود، اما اغلب کافی نیستند یا نوآوری در آن دیده نمی شود. بنابراین، چنین نمایشگاههایی میتوانند زمینهای مناسب برای تفکر متفاوت و خلاقانه و انتخاب آگاهانه هنرمندان و طراحان باشند.این نمایشگاه، تلاشی بسیار ارزشمند در جهت نشان دادن توانایی های پنهان هنرمندان بود.
سخن پایانی شما برای طراحان پارچه و لباس چیست؟
کار کنید، کار کنید و کار کنید! هرگز ناامید نشوید. در این مسیر، قطعاً به جایگاهی که باید، خواهید رسید. هر فرد جایگاه خاص خود را دارد. گاهی در کلاسها مشاهده میکنم که یک طراح لباس به دنبال یک طراح پارچه است، اما معرفی نمیکند. من همیشه به شاگردانم میگویم که هرکسی مسیر و جایگاه خودش را دارد؛ من جای شما را نمیگیرم و شما هم جای من را نخواهید گرفت. کمک به یکدیگر، این مسیر را غنیتر خواهد کرد. همچنین، استاد عزیزم، خانم گنجی، همیشه به من توصیه میکنند که «حتی اگر آرام پیش میروی، حرکت کن، اما هرگز متوقف نشو.» من نیز همین توصیه را به دانشجویان و علاقهمندان به این حوزه دارم: هرگز متوقف نشوید و مسیر خود را ادامه دهید، چرا که قطعاً به جایگاهی که باید، خواهید رسید.
نظری وجود ندارد! اولین نظر را شما بدهید...